عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

238

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

تقوى ايشان بر ديدار نعمت است ، و همت ايشان پرورش تن براى خدمت حق جلّ شأنه . و اتَّقُوا اللَّهَ خطاب اهل نواخت و كرامت است ، كه تقوى ايشان بر مراقبت منعم است و قصد ايشان روح روح در مشاهدت حق ، و شتّان ما بينهما . اتَّقُوا رَبَّكُمُ - خطاب مزدوران است و اتَّقُوا اللَّهَ خطاب عارفان . مزدوران در طلب ناز و نعمت‌اند ، و عارفان در طلب راز ولى نعمت . مزدوران از اللَّه غير او خواهند ، و عارفان خود اللَّه خواهند . احمد بن خضرويه حق تعالى را بخواب ديد گفتا : « يا احمد ! كلّ الناس يطلبون منّى الّا ابا يزيد فانّه يطلبنى » . اذا ما تمنّى النّاس روحا و راحة * تمنّيت ان القاك يا عزّ خاليا روزى كه مرا وصل تو در چنگ آيد * از حال بهشتيان مرا ننگ آيد گفته‌اند كه : تقوى بر سه قسم است : يكى تقوى عقوبت اندر صبر كردن از معاصى ، چنان كه گفت : وَ اتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ . ديگر تقوى اندر شكر نعمت ، چنان كه گفت : و اتَّقُوا رَبَّكُمُ . سديگر تقوى برؤيت وحدانيّت بى اعتبار ثواب و عقاب . چنان كه گفت : اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ . اوّل تقواى ظالمانست ، ديگر تقواى مقتصدانست ، سديگر تقواى سابقان . قوله تعالى : وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا - اوّل گفت : وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ، و در آخر گفت : وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً ، و در ميان گفت : اتَّقُوا اللَّهَ سرّ ترتيب اين كلمات آنست كه بنده قصد اعتصام داشت به اللَّه ، و راه آن جز تقوى نيست ، و حقيقت تقوى تحصيل طاعاتست ، و تحصيل طاعات جز بكتاب و رسول نيست كه بِحَبْلِ اللَّهِ عبارت از آنست . ميگويد : دست در بِحَبْلِ اللَّهِ زنيد ، تا بتقوى رسيد ، و از تقوى باعتصام او رسيد ، و از اعتصام